صف بانک

صف خیلی شلوغه کارمند بانک آشناست فیشتو تحویل میدی وعقب می ایستی و به بیرون زل می زنی نمی دانی دقیقا" به کجا! سنگینی چیزی اذیتت می کند سر برمی گردانی مرد چاقی که طاسی اش تا انتهای سرش پیش آمده و موهای جوگندمی اندک دو طرف سرش شاهد خوبی ست برای اینکه حدس بزنی روزی مو داشته! سر برگردانده و زل زده به تو!! باخود فکر میکنی (اگه باباقاسم زنده بود الان همسن او بود!البته نه به این کچلی!!) چندشت می شه کمی جابه جا می شی مرد چاق دیگری که جلوی تست سپر خوبی ست! چقدر این لحظه دوستش داری!!

چقدرمهربان به نظر میاد مرد چاقی که جلوی تو ایستاده و داره فیش پرمیکنه!!!

/ 26 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساکت

چقدر متنتون زیباست آدم حسش می کنه اگر علاقه داشتید تبادل لینک کنیم.

گرگ زرد

سلام دوست عزیز با شعرخدابه روزم منتظرحضور گرم شما هستم با نظرت.

گرگ زرد

سلام دوست عزیز با شعرخدابه روزم منتظرحضور گرم شما هستم با نظرت.

گرگ زرد

سلام دوست عزیز با شعرخدابه روزم منتظرحضور گرم شما هستم با نظرت.

محسن

انشاا... هر جا میرین یه مرد چاق جلوتون سبز بشه [نیشخند] البته از اونایی که فیش پر میکنن

محسن

انشاا... هر جا میرین یه مرد چاق جلوتون سبز بشه [نیشخند] البته از اونایی که فیش پر میکنن

درنا

سلام عزیز دل و چقدر این مطلبت را بارها با تمام بند بند وجودم حس کردم که اگر بابا بود ... هر جا هستی خوش و خرم باشی تو دعاهات ما رو فراموش نکنی می بوسمت یاعلی

faheshe

دیگر حتی فیلترشکن های هزار ساله ات هم راز از حضور مبهم کلاغهای باکرگی ام نمی گشاید چه برسد به سطلهای پر از یخ، کنار همخوابگی های شاهانه ی روحانیون عارف مسلک ِ دین و تبار تو و نجِاست حضور خدای کرم خورده شان. این اتوبوس تا رسیدن به جهنم، ایستگاه به ایستگاه می ایستد.جای من بنشین که از پا نیفتی. اگه مسافر جهنم شدی بیا و سری بزن به منِ

یاسمن

ولی همیشه مرد چاق فیش پر کن پیدا نمی کنی که پشتش پناه بگیری شانس آوردی تو که اون مرد چاق کچل تو یه کوچه خلوت نگاه به تو نیوفتاد

یاسمن

وحشتناکه سنگینی این نگاه و غیر قابل تحمله .اما متاسفانه جامعه ما ژر شده از این نگاههای سنگین و گاها وقیحانه