ماهیچ - ما نگاه

به ساعت نگاه می کنم، فقط20 دقیقه از مرخصیم مانده و من هنوز سر دانشسرا هستم. هر ماشینی می آید، دستم را بلند می کنم و یواش می شود! می گویم چوب بری و تند می رود! پیرزنی که موهای حناشده اش از گوشه وکنار روسری اش زده بیرون نزدیکم می شود و می پرسد:چه جوری می شه رفت چوب بری؟(هم مسیر هستیم) نگاهش می کنم و می گویم :با یکی از این ماشینها(به آخرهای خیابان نگاه می کنم،‌آنجا که ماشین می زاید!)

اتوبوس خوشگلی می آید وپیرزن می گوید:با این هم میشه رفت؟به راننده نگاه می کنم همان آقا تاجیک است که سه سال بی وقفه باهاش رفتیم عباس آباد و برگشتیم(حالا با عمو خسرو می رویم) سلام علیکی می کنم و به پیرزن می گویم:بله!

توی اتوبوس پیرزن کنارم می نشیند و مثل من پاهایش را تاب می دهد، خوشم می آید(مادر بزرگ من هیچ وقت پاهایش را تاب نمی داد)کرایه را می پرسد، سرم را خم می کنم و از مرد اخمویی که آن ور نشسته می پرسم کرایه چقدر است؟مرد نگاهم می کند و مرد کناریش می گوید:200 تومان!(انگار یادشان رفته گرانش کنند)

پیرزن سر چارراه اسفندآباد پیاده می شود و نمی رود، می ایستد ونگاهم می کند..

نگاهش می کنم و اتوبوس می رود.

1-پسرعموجانمان(همان که همش پزش را می دهیم)همش می گوید بیایید قزوین و من چقدر دلم می خواهد که گیس نرگس سید مصطفی را بکشم!!

2-دلمان تنگیده که با خل وچلهای فامیل یک گوشه ای بنشینیم و قل قلی کنیم و کمی بحرفیم- همان پسرعمه جان ودخترعمه جانمان- اگر پسرعموجان هم قزوین نباشد می بریمش!

3-خدایا اول سالی دل خیلی ها را خون کردی وخیلی ها رابردی حد اقل آنها که بردی را بیامرز و آنها که نبردی را صبری بده جمیل

و قاف حرف آخر عشق است..آنجا که نام کوچک من آغاز می شود

/ 34 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آدم و حوا

خانم شیر کوند این نوشته هاتو کتاب کن بخدا خوب فروش میره هااااا ببین کی گفتم دیگه لازمم نیست اعصابتو سر حقوقا خورد کنی [چشمک] حالا خود دانی

نرگس

چه سالی شودامسال..............

همستر

سلااااااااااااااااااااااام همچنان دوسیتد ارم لحن نوشتارتان را خدایش بیامرزاد قیصر را

نسکافه

نظر قبلی برای من بود هااااا با نام همستر همستر بلاگ روزنوشت هایم است www.anarshist-hamster.blogsky.com

خورشید

درود از اینکه به کشکول نگاه کردید و یادداشت هم گذاشتید، سپاسگزارم راستی، در نگاه آن پیرزن چه دیدید و گمان می کنید آن پیرزن در نگاه شما چه دیده؟! شاد و پیروز و تندرست و سبز و نویسا باشید بدرود

مددی

با سلام خدمت شما وبلاگ بسیار خوب و پویایی دارین در پناه حق موفق و موید باشید . مددی با بازدید از این وبلاگ ، با شهرستان فریمان بیشتر آشنا شوید و از جاذبه های گردشگری و تاریخی آن دیدن فرمائید فریمان تاریخ و تمدن و معماری -فریمان سیتی www.farimancity.blogfa.com منتظر نظرات ارزنده شما هستم با تشکر

لیندا

نمی دونم امسال چرا اینجوری شروع شد؟! دل همه خونه انگار...

من وشاپرک وخدا

سلام خانم شیرکوند مطالبت روان و زیبا نوشته شدن ممنون که سر زدی خوشحال میشم بیشتر خدمتتون باشم

آرش

سلام مریم خانوم. من عادت ندارم تعریف و تعارف تیکه پاره کنم .پس اگه میگم دست به قلمت عالیه یعنی عالیه خیلی زیبا مینویسی خوشحالم که با وبلاگت آشنا شدم. فکر کنم نویسنده این نه؟[گل]