در مدار چشم های روشن خورشیدی ات

شروع که می کند مقنعه م را می کشم روی صورتم ...دلم میخواهد در سیاهی باشم ..یک جوری تنهاتر... دلم می خواهد یک جوری باشم که دلت برایم بسوزد ....یک جوری که قشنگ تنهاییم را ببینی ...یک جوری که قشنگ بغضی که یک سال توی گلو جمع کرده ام تا امسال ..امشب ...اینجا بریزم را ببینی

سرم را روی زانوهام بگذارم و مقنعه م را روی صورتم بکشم و خودم را تاب بدهم ... یک جوری بنشینم که بیشتر دلت بسوزد ...هرچند بیشترین دلی که سوخت مال تو بود در آن ظهر تاریخی!

هر بار که بساط ایستگاههای چایی برپا می شود ... هر بار که از حسین (ع) می گویند ...هر بار که بر رقیه گریه می کنم ..میدانی؟ اصلا اسم محرم که می آید من یاد تو می افتم!

از غربت حسین می گویند ...از مظلومیت رقیه ...از غم رباب ... از دل زینب ... از هرچه که می گویند من یاد تو می افتم  انگار که یک جور عجیبی دل بسته ات باشم انگار که تمام مردهای عالم از اشکهای تو چکیده باشند

انگار جلوی چشمهایم آن مشک بر زمین می افتد... انگار جلوی روی من آن دستها .... 

من نمی دانم که چقدر تو به آن پوستری که آن سال در حسینیه چسباندند شباهت داری! اما هروقت که مداح اسمت را هوار می زند هر وقت که این سینه زنها اسمت را بلند می گویند و سینه زنیشان محکمتر می شود هربار که دیوارهای حسینیه می لرزند ...هر بار برق آن چشمها یادم می آید

می دانی؟ مثل این که دختر گدایی به پسر شاهزاده فکر کند ..مثل اینکه زن بیوه ای با چاربچه به تک پسر شاه فکر کند ... مثل دختر رعیتی که گرفتار هیبت پسر خان شده باشد ...خب! ...

من فکر می کنم این عشق باشد ..

1-در مدار چشم های روشن خورشیدی ات /همچنان می چرخد و می خواهدت این مشتری .... شاعر یسنا فاضلی

2-همش فکر می کنم قرار است دستم را بگیری با همان دستها ... تو که نمی خواهی ناامیدم کنی ماه بنی هاشم؟

3-اگر کسی را دوست دارید لازم نیست روزی سه بار او را بکشید بعد برایش پست وکامنت جانگداز بگذارید!!!

/ 18 نظر / 83 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهبد

قلب مرتضي ايستاد بانو جان :( اما خدا يه جايي نزدكاي خودش براش درست كرده به خاطر اينهمه قلبي كه بخاطرش تپيد و ميتپه :) اميدوارم هركدوم از ما بتونيم حداقل يه قلب رو به تپش دربياريم با رفتارمون :)

محمود

خوب است که دنیای معنوی زیبایی دارید

الهه فیاضی

درود ممنون از شما وعذر بابت نبودن هایم کمبود وقت نبودن اینترنت

نیوشا

این حس دوست داشتن، این که عشق می نامی اش نصیب هر کسی نمی شود- همین حس اش ..... خیلی حرف است ها! خوش به حالتون.... ما آدم ها هر کسی را بیشتر دوست داریم بیشتر آزارش می دهیم- گاهی حتی نمی دانیم که در حال آزارش هستیم، اصلا نمی فهمیم....

محمد ح

با وجود اینکه مذهبی نیستم سعی می کنم به احساسات پاک و صادقانه احترام بگذارم و کاش جمعیت پاک به ناپاک می چربید

سوشیانت

درود... این عکس چه قدر قشنگ بود کلی لذت بردم

گلاب

مریم! این جمله ات نابودم کرد: انگار که تمام مردهای عالم از اشکهای تو چکیده باشند... این پستت منو دیوونه کرد... ده بار بیشتر از ده بار خوندمش.. مریم! اینگده این پست گشنگاتو دوست دارم بیا یه قراری بذاریم دنیا کوچیکه بیا سر و تهش رو بهم بدوزیم بشه یه کیسه و توش بشینیم و همو ببینیم... ایت پستت نابودم کرد...

معین

همچنان می خواهدت این مشتری...

سعادت

با سلام خوب بود آرزوي موفقيت تان را خواهانم. تبادل لينك:http://saadat52.blogfa.com/