مثل ایدز آمدی ولاعلاج...ذره ذره درد می کند تمام من

دستش را روی شکمش کشید، یک ساعت بود به آن برگه زل زده بود آن برگه لعنتی که تمام رویاهایش را خراب کرده بود، آن اتاق صورتی، آن لباسهای کوچک و قشنگ، آن تخت خرسی کوچک، همه چیز را ... همه چیز خراب شده بود و دیگر هیچ کس نمی توانست چیزی را درست کند

چشمهایش را روی هم فشار میداد تا یادش بیاید ولی هر چه فکر می کرد هیچ خشتی را کج نگذاشته بود... آنها زوج خوشبخت و پاکی بودند پاک از همه چیز، از هر خیانتی، از هر دود و دمی، از هر کثافتی، از هر چیزی به جز یک ویروس کوچک نابود کننده که حالا داشت نرم نرم در وجود کودکش فرو می رفت و هیچ کس هیچ کاری نمی توانست بکند.

چشمهایش را روی هم فشار داد، اتاق زیبا و کوچک با آن دیوارهای صورتی و آن پرده های رنگ رنگی داشت روی سرش خراب می شد، کودکش ناراضی بود و مدام لگد می زد، انگار ویروس کوچک از حالا کارش را شروع کرده بود، عروسک های باربی با عشوه، نیشخند می زدند، آن برگه لعنتی با آن پاپیون لعنتی اش! ... آن روزهایی که دیگر نمی آمد، آن دکتری که راضی نشده بود بچه اش را سقط کند ،آن دندانپزشکی که...آ آن مردم لعنتی که نچ نچ کنان..، آن برگه ها، آزمایش ها، آن ویروس کوچولوی لعنتی با پاپیون قرمزش که داشت تمام وجود او و کودکش را گاز می گرفت ... پرده های رنگ رنگی تکان می خوردند، باد به صورتش می خورد، گرمش بود به سمت پنجره رفت، دلش هوای تازه می خواست، آن اتاق صورتی با عروسکهایش داشت روی سرش خراب می شد، لبه پنجره رفت و در آغوش باد آرام گرفت.

خبر خوب بهرام رادان برای بچه های سوخته شین آباد(خبر بیاتست البته!)

خاطرات ملبورن را قوم بازنده نوشت!

1-صد روزگیت مبارک دولت تدبیر و امید!

2-کسی پیشنهادی دارد که تا محرم تمام نشده، تمامش نکنیم؟

3-اعجوبه ای بود در نوع خودش، در آن واحد هم بیشترین درآمد را داشت هم بدهکارترین بود! بیخود نبود میخواست جهان را مدیریت کند، دختری را می شناسم که هیچ وقت ننوشت بابا نان داد!

سرفرصت برایش می نویسم

/ 55 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وحید بحرینی

من کامنت کلی گذاشتم نمیدونم به دستتون می رسه یا نه این متنتون زیبا بود ولی من بیشتر از همه از شماره خوشم اومد جالب بود و نگاه زیبایی داشت...[گل]

ابراهیم

سلام خانم شیرکوند[گل] قلم بسیار زیبایی دارید. احسنت بر شما[گل][لبخند]

موسی ماهینی

درود دوستم با یک خبر تلخ و چند تا شعر به روز شده ام باعث افتخار منه اگه دعوتم رو بپذیرید

لینک‌زن

سلام این پست وبلاگ شما در "لینک زن" بازنشر داده شد باتشکر لینک زن http://linkzan.ir/archives/20199

سمر

عنوان بسیار خوبی را انتخاب کردید. پست ثابت شما نشان از دوست خوب بودن شماست :)

محسن

ترانه ای ماندگار از هنرمند ایرانی، حامد زمانی http://www.nasrtv.com/modules/video/singlefile.php?lid=10683

سعيده

سلام اي مهربان... وبلاگ دلنشيني داري.... بسيار زيبا و مفيد. موفق باشيدو پايدار به من هم سري بزنيد شايد كمي آرام گرفتم

هانتا

عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد ای خواجه درد نیست و گر نه طبیب هست